تولد نوشت

امروز من نوجوانی را خوشحال کردم؛نوجوانی که غریبه هم نبود و بااین کار بسیار خوشحال شد .

خواهر همسرم امروز دقیقا 10 ساله شد ومن برایش تولدی گرفتم تا ثبت شود در خاطرات کودکیش که بعدها اگر خودش هم عروس خانواده ای شد ان هارا از خانواده ی خودش بداند.

قیافه شادمان امروز او را هیچ گاه از خاطر نمیبرم وقتی که از در وارد شد و همه جا تاریک بود و به محض وارد شدن برق ها روشن شد و برایش اهنگ تولدتت مبارک را خواندیم,هیچکس از تولد امروز خبری نداشت حتی مادر و پدر همسرم .. چون فردا تولد او بود و قرار بود همون روز براش تولد بگیرن.

ما براش کادوی مورد علاقشو خریدیم و اونو خیلی خوشحال کردیم , خیلی و این برام خیلی ارزش داشت حتی برام مهم نیس اگه بعدها بخواد باهام لج بشه و ....

دیشب تا دیروقت کارای خونه رو انجام دادم و امروز هم خونه رو پر از شرشره وبادکنک کردیم و ظهرهم تهیه کیک وشام و دیدم.همه ی کارا به خوبی و خوشی انجام شد و خداروشکر که امروز هم به خوبی و خوشی گذشت ومن موندم و خستگی ....

پ.ن : همسر جان از شما هم بسیار متشکریم.

/ 7 نظر / 5 بازدید
خشایار

تف تو ریا

عمه

سلام.افتخارمیکنم که هنوز محبتهای خالصانه درزنان ایرانی بقوت خودش باقیه .من بتودخترم افتخارمیکنم. عاقبت بخیربشی.[ماچ][بغل][قلب][گل][قلب][گل]

تیراژه

اگر باور داشته باشیم که میشود جدا از نسبت هایی که با هم داریم صادقانه از شادی های هم لذت ببریم بدون شک این احساس را دیگران هم در مورد ما خواهند داشت.. شاد کردن همیشه خوب است...و شادمان میکند..

مارگزیده

[گل]

خانمی

به به ... چه کار قشنگی ... آفرین .. مگر میشه با کسی که انقدر مهربونه لج بشه ؟؟ تولدش مبارک ... تو از پس نوشتن بر میای رها مطمین باش! [مغرور]

آنیل

آخی عزیزم چه خواهر شوهر کوچولویی! چه عروس نمونه ای هم دارن این خانواده....[چشمک] خوشبخت باشی همیشه