روزنوشتی از یک "رها"

سلام دوستان.

امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین. منم خوبم ولی نه زیاد. متاسفانه مریضیم هی عود می کنه و من رو ازپا می اندازه.همسرم هم سفت چسبیده که عمل کن اما مادرم میگه که نه خوب میشی اگر به حرف من بکنی.خیلی دلم می خواد این موقع به مامانم بگم: مادرجان شما که همش درگیر کلاس و درس و ... هستی اصلا ماروهم می بینی؟ با پدر هم که ما درمورد خیلی مسائل صحبت نمی کنیم،برای همین هی برنامه ایم مریضی ما می افته عقب و عقب تر...

خلاصه براتون بگم که بنده برای24 ام که اولین سالگرد ازدواج بنده است هیچکار نکردم چون به شدت دور تند زندگی ما داره میگذره. نمی دونم چرا اما زود می گذره. از شانس ما 24 ام دقیقا میشه شنبه و شب شهادت حضرت زهرا (س) می باشد و عملا دست و پای ما برای جیغ و دست و هورا و... بسته !!! لذا فعلا تصمیمات دیگری در جلسات درحال بررسی می باشد.

الان که دارم می نویسم عارض باید بشم خدمتتون که فردا امتحان میانترم یک درس عمومی دارم.بنده یک خبطی کردمو درس رو حذف کردم و الان مثل .... پشیمونم که حالا مجبور شدم ترم آخری بردارمش و تحملش کنم!!! دقت فرمایید!! "تحمل"

درمورد این میانترم بگم که ما امروز امتحان داشتیم و کلی خونده بودیم  اما استاد عزیز امتحان نگرفت و گفت فردا !!! اونم 8صبح!!!! اونم من !!! که فردا کلا کلاس ندارم ! یعنی کلا فقط سه شنبه ها کلاس دارمو بقیه روزا فرت !!!! برای همین الان دارمداغون میشم فردا هم 8صبح بیدار بشم تازه این روهم عارض شم که هیچی نخوندم ! یعنی اصلا حس ندارم و توروخدا برام دعا کنین که امتحان رو خوب بدم.

این مدت خیلی از دوستای خوبم رو شناختم. خیلی دوستانی که من واقعا از داشتنشون خوشحالم و به خودم می بالم.

در مورد خوانندگان خاموش بگم

اگر این سری به نسبت بازدیدی که دارم نصفش رو کامنت نگیرم رمزی خواهم نوشت و رمزو فقط به چند نفر خواهم داد. واقعا دلزده شدم دیگه . میام می نویسم و بازخورد نمی گیرم بابا قانون هرعملی یک عکس العملی داره دیگه است دیگه :)

پس لطفا به نظر بنده احترام بگذارید.

ممنون از اینکه با من همراهی می کنین.

دوستدارتون

"رها" 

/ 15 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان تارا و باربد

سلام پیشاپیش سالگرد ازدواجتون مبارک امیدوار هر چه زوتر بهبودی حاصل بشه امروز تصادفی وبلاگ شما رو خوندم از اخطارتون ترسیدم[شوخی]

عمه

سلام.لطفا موز راهم میل نکنید.درعوض خاکشیر دربرنامه روزانه بذارید.کاهو -سبزی خوردن -روغن زیتون میل کنید[ماچ]

یگانه

رهاجان اگه تشخیص دکترها اینه که عمل کنی خوب میشی چرا نمیری؟ منو بخاطر اشتباهم ببخش بخداخیلی شرمندتم رها جان بیاتو بلاگفا قول میدم همش خودم واست نظر بذارم شاید خیلی از خوانندهات مثل من نمیتونند تو پرشین نظر بذارند نه نگو بیا بلاگفا منتظرتم

منم!!!!!

با دکتر مشورت کنی بهتر نیس آیا؟؟؟ اگه با عمل خوب میشی خو زودتر عمل کن........ میان ترمه... انقد خودتو اذیت نکن... بیخیال باشی بهتره.... الان که باس امتحانتو داده باشی... ولی مطمئنم خوب بوده...[بغل][ماچ]

من و ایشون

سلام خانووووووووووم

من و ایشون

عجب تهدیدی !!! آدم میترسه خب[اضطراب]

زینب و عباس

چاکر رهای خودمانم هستیمااااااااا [نیشخند][نیشخند] من اومدم ی چند روزی نبودم الان اومدم بهت خبر بدم ک ب زودی پست جدید میذارم راستی رها مریضیت چیه اجی؟

الی

سلام رها جونم خوبی رها اگر ناراحت نمیشی میخوام بپرسم که مریضیت چیه البته ببخشید که فضولی کردما شرمنده واسه سالگرد ازدواجتم خوب یک روز زودتر یا دیرتر جشن بگیر عزیزم اشکال نداره که

مهسا

سالگرد ازدواجتون پیشاپیش مبارک،ان شا الله همیشه خوشبخت باشی خانومی[ماچ]