امروز من :)

امروز مادر همسرم تلفن کردن و از من بخاطر زحمتام تشکر کردن که دستشون درد نکنه وواقعا خستگیام از بین رفت.

نمیدونم چرا انقدر بی حوصله وخسته از دانشگاه شدم؟ فکر میکنم از وقتی ازدواج کزدم دیگه حس درس خوندن ندارم؛این پروژه و تکالیف اساتید هم مزید بر علت شده,این همه سال بهمون کاری نداشتن و مثه اینکه همین ترم تازه یادشون اومده که بله تازه باید به ما درس رو عملی یاد بدن.

فکر میکنم کار کردن روی 4تا پروزه همزمان و هم چنین انجام دادن کارروی پایان نامه و تحقیق یکی از دروس عمومی و هم چنین زندگی داره یه جورایی توانمو کم میکنه و خیلی بی حوصله شدم؛که البته امیدوارم زیاد طول نکشه و من خوب بشم.

پ.ن: از همسر جان بخاطر تحمل کردن ما شدیدا متشکریم.

/ 2 نظر / 20 بازدید
عمه

سلام.خانومی موقع درس خوندن بجلوخم نشو باعث میشه اکسیژن کمتری بمغزت برسه وزود خستگی وخواب آلودگی عارض بشه....موفق باشی گلم

خانمی

رها اینا بی علت نیست ، تو با تکیه به یکی از مهم ترین هدفت ، فکر میکنی هدفهای دیگه رو نیاز نداری برای همین این احساس رو پیدا کردی!