گزارش نوشت...

سلام دوستان...

باید یه چیزی رو بهتون بگم واون اینه که من هرجای خونه یکی از برگه های پایان نامه رو پیدا میکنم و تصمیم گرفتم که از این به بعد خودم کارامو انجام بدم !!!

دیشب خونه ی مادربزرگ شوهرم دعوت بودیم,نمیدونم چرا از سر شب احساس سرگیجه و حالت تهوع و سردرد شدیدی شدم و اونجا هم هیجی نخوردم و کلی حالت تهوع داشتم تا اینکه بلاخره کارم کشید به بیمارستان و سرم ...

در اون مدت چون همسرم و راه نمیدادن من تنها بودم و به خیلی چیزا فکر کردم,حتی با خیلی از خانومایی ک:ماشالله عجب روحیه ای داری...

کلا سعی دارم تو هر شرایطی بخندم...

هنوزم عوارض این مریضی رو دارم.واسم دعا کنید.

پ.ن:مادرشوهرجان سرما خورده؛واسشون دعا کنین زود خوب شن(آیکون یه عروس نمونه) :)

/ 5 نظر / 19 بازدید
یک حسنا بانو هستم

رها جون عروس نمونه و همسر نمونه[ماچ] بیشتر مراقب خودت باش. امیدوارم تا الان خوب شده باشی و هیچوقت مریض نشی[بغل]

عمه

سلام.مایعات بیشتربخورشاید بخاطرآغازپریود ویاآلودگی هوا ویاشاید شروع حاملگی باشه....چون درهرسه این حالات بروزمیکنه.مایعات بهترهوبی ضرر[گل][گل][ماچ][قلب]

جوجو

نی نی تو راه نداری!!!!!!!!

مهسا

سلامی با آرزوی سلامتی گلم،شایدم انفلونزاست،الان اونقدر متنوع شده که علایمش کاملا عوض شده.. در ضمن خوش به حال این مادرشوهر..[گل]

مهسا

سلامی با آرزوی سلامتی گلم،شایدم انفلونزاست،الان اونقدر متنوع شده که علایمش کاملا عوض شده.. در ضمن خوش به حال این مادرشوهر..[گل]